به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، «سوزان ملونی» تحلیل‌گر ارشد مسائل مربوط به ایران در مقاله جدید خود که در نشریه بلومبرگ منتشر شده، تصمیم «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا برای عدم تأیید پایبندی ایران به برجام و تبعات احتمالی آن را بررسی کرده است.

دولت ترامپ همان مسیر ضدایرانی مایکل فلین را می‌رود

در اولین بندهای این مقاله، به اولین صدای بلند ضدایرانی در دولت ترامپ یعنی صدای «مایکل فلین» اولین مشاور امنیت ملی ترامپ پرداخته شده است.

ملونی در این خصوص نوشته: «فلین در ماه‌های اول ریاست‌جمهوری ترامپ از اخطار رسمی به ایران سخن گفت؛ وی به سرعت پس از این اظهارنظر از کاخ سفید رفت اما سیاست ترامپ در مقابل برجام، بر مبنای همان شعارهای فلین و تصمیم خطرناک وی برای مقابله با ایران شکل گرفته است.»

سوزان ملونی هم قبول دارد که برجام فقط یک توافق صرفاً هسته‌ای بوده و ارتباطی به دیگر اختلافات ایران و غرب ندارد؛ تحلیل‌گر ارشد آمریکایی در این خصوص نوشته: «بحث بر سر برجام یعنی رفتن در پی نخود سیاه. چه برجام را دوست داشته باشید و چه از آن متنفر باشید، توافق هسته‌ای فقط یک عنصر از چالش‌های ایران برای منطقه را مورد بررسی قرار داد.»

به جای دشمنی با تهران، ایرانیان را مجاب کنید

ملونی پیشنهاد کرده که آمریکایی‌ها برای ایجاد تغییر در رفتار ایران، دست از خصومت با تهران بردارند و مسیری متفاوت را در پیش بگیرند. وی پیشنهاد کرده که «واشنگتن باید به جای وقت تلف کردن برای جر و بحث در خصوص مسائل حول و حوش برجام، یک راهبرد قابل‌اطمینان برای مجاب کردن ایران به ایفای نقشی سازنده در داخل و خارج از مرزهایش در پیش بگیرد.»

سوزان ملونی در توصیف وضعیت دیروز و امروز ایران نوشته: «از سال 1979، ایران از یک متحد قابل‌اطمینان برای آمریکا به یک دشمن سرسخت تبدیل شد؛ همه روسای جمهور آمریکا در 40 سال گذشته تلاش کرده‌اند که تلاش‌های ایران برای حمایت از تروریسم و بی‌ثبات کردن کشورهای اطرافش را مهار کنند اما دستاوردهای چشمگیر و ماندگار آمریکا در این مسیر، بسیار کم و کوتاه‌مدت بوده‌اند.»

تهران از طوفان‌ها گذشته و مشروعیت داخلی‌اش مستحکم‌تر شده  است

وی افزوده: «شرایط این روزها از هر زمانی نامبارک‌تر است. جمهوری اسلامی پس از یک دوره بی‌ثباتی داخلی گذرا و بودن در معرض انتقادات و تحریم‌های بین‌المللی، حالا مشروعیت داخلی خود را ریشه‌دار کرده، روابط آسیب‌دیده‌اش با شرکای اصلی تجاری و دیپلماتیک اروپایی را ترمیم کرده، شراکتی هر چند نوپا ولی راهبردی را با روس‌ها ایجاد کرده و دسترسی خود را در خاورمیانه بحران‌زده بسط داده است.»

ترامپ نمی‌تواند اجماع داخلی علیه ایران ایجاد کند

این تحلیل‌گر ارشد مسائل ایران، در ادامه به ضروریات مقابله با ایران پرداخته و نوشته که اولین گام در این مسیر، ایجاد اتحاد بین‌حزبی در واشنگتن است؛ کاری که ترامپ از آن عاجز بنظر می‌آید.

ملونی در این خصوص نوشته: «مقابله با چالش پیچیده و مستمر ایران، نیاز به اتخاذ موضع یکدست در داخل نظام سیاسی آمریکا داردکه تنها از طریق اقدام هماهنگ دو حزب ممکن می‌شود. این هدف حتی در جو احساسی حزبگرای این روزهای آمریکا هم خیلی دور از دسترس نیست. قطبیت غیرسازنده‌ای که در زمان مذاکرات در میان احزاب آمریکایی ایجاد شده بود، در حال کم‌رنگ شدن است. دشمنان پیشین برجام در موضع خود استوارتر شده و خواهان لغو آن هستند و بسیاری از مدافعان دیروز این توافق، اذعان دارند که توافق هسته‌ای کمکی به بهبود سیاست‌های داخلی و منطقه‌ای ایران نکرده است. این همگرایی در نظرات موافقان و مخالفان دیروز برجام و محدودیت‌های نه‌چندان کامل بر برنامه هسته‌ای ایران، می‌تواند مقدمه‌ای باشد بر یک اقدام جامع برای پایان تسلط ایران بر منطقه.»

وی در ادامه به مشکل پرداخته و نوشته: «اما مشکل اینجاست که ترامپ تاکنون از خود توانایی ایجاد اتحاد در میان دو حزب اصلی حتی بر سر پرونده ایران را نشان نداده است. از همان روزهای اول تبلیغات انتخاباتی، ترامپ از عزم خود برای مذاکرات مجدد هسته‌ای با ایران سخن گفت حال آنکه رقبای هم‌حزبی‌اش می‌گفتند که برجام باید پاره شود. روش انتقاد ترامپ از برجام هم ناامیدکننده است. او که به عنوان مرد توافقات شناخته می‌شود و می‌تواند از برجام به عنوان یک محمل مناسب برای خودنمایی استفاده کند، در مجمع عمومی سازمان ملل، برجام را "عامل شرمساری" و "یکی از بدترین و یکجانبه‌ترین توافقات تاریخ آمریکا" خواند.»

مشکل ترامپ با برجام «شخصی» است

این تحلیل‌گر مسائل آمریکا، سپس به تحلیل شخصیت ترامپ پرداخته و نوشته که مخالفت با برجام، برای رئیس‌جمهور آمریکا، یک مسئله شخصی شده است.

ملونی در این خصوص نوشته: «رویکرد ترامپ نسبت به برجام، یک مسئله شخصی شده و علت اینکه چرا برجام حالا به این مرحله رسیده را توضیح می‌دهد. با اخلاق قابل پیش‌بینی ترامپ، عدم تأیید پایبندی ایران به برجام، صرفاً گامی است برای ارضای تمایلات شخصی وی. این اقدام، بر اساس مفاد برجام، هیچ تأثیر مستقیمی بر وضعیت آمریکا در چارچوب این توافق نمی‌گذارد و فقط رویه بازنگری تعلیق تحریم‌ها در کنگره را کلید می‌زند. از آنجا که ترامپ نمی‌تواند اثبات کند که ایران به برجام پایبند نبوده، دولتش هیچ دورنمایی برای ایجاد یک ائتلاف دیپلماتیک برای فشار بر ایران و ایجاد محدودیت‌های بیشتر هسته‌ای بر تهران ندارد.»

با این اوضاع، برجام تدریجاً می‌میرد

آخرین بندهای این مقاله، به پیش‌بینی آتیه برجام در سایه اقدامات دولت جدید آمریکا معطوف شده است؛ پیش‌بینی ملونی، مرگ تدریجی برجام است.

ملونی نوشته: «عدم تأیید پایبندی ایران به برجام، تأثیری فاجعه‌بار بر دیپلماسی آمریکا خواهد داشت. گرچه این کار، اهرم فشار جدیدی برای ایران ایجاد نمی‌کند، ولی کشورهایی که در طراحی و اجرای برجام، شریک آمریکا بودند را از واشنگتن دور می‌کند. این اقدام همچنین برای ایران یک فرصت بی‌نظیر برای شانه خالی کردن از زیر برخی محدودیت‌های برجامی بدون مواجه شدن با تبعات حتمی ایجاد می‌کند.»

 

وی در توضیح مکانیزم مرگ توافق هسته‌ای نوشته: «شاید برجام از این اولین حمله، جان سالم به در ببرد. بسته به نوع اقدام ترامپ در تمدید تعلیق‌هایی که لازمه ماندگاری برجام است، ساختمان برجام شاید تا چند وقت سر پا بماند. اروپایی‌ها سرمایه‌گذاری سنگینی در این توافق کرده‌اند و همچون روسیه و چین، علاقه‌ای به اشاعه تسلیحات هسته‌ای در منطقه ندارند. اما با همه این اوصاف، پایه‌های ادامه عمر برجام، روز به روز لرزان‌تر می‌شود. در طی زمان، ایرانی‌ها با این انتظار که آمریکا به عنوان مقصر و شروع‌کننده رویه نقض برجام شناخته می‌شود، وسوسه خواهند شد که که تدریجاً تعهدات برجامی خود را کنار بگذارد. با این سناریو، توافق هسته‌ای به آرامی از هم می‌پاشد.»